خطبه غدیر

غدير ، عقيده ما

    غدير ، عقيده ما

 »غدير« عنوانِ عقيده ما و اساس دين اسلام و ثمره نبوت پيامبر9 است. پيامِ غدير تعيينِ صراط مستقيم تا آخرين روز دنياست، وخطابه غدير زنده‏ترين سند »ولايت مطلقه الهيه دوازده امام:« است.

 

 براى ترسيم كاملِ صحنه غدير، جمع بندىِ مجموعه وقايعى كه در غديرخُم و قبل و بعد از آن به وقوع پيوسته، حقايق ناگفته‏اى را روشن مى‏نمايد. در پى آن، خطابه پيامبر9 در غدير كه آخرين و مهمترين سخنرانىِ آن حضرت در بزرگترين اجتماع مسلمانان است، بايد به عنوان سند معتبر و آبروى ابدى اسلام به صورتى شايسته تنظيم شود و در معرض ديد جهانيان قرار گيرد.

 

 آگاهىِ كامل از شكل ماجراى غدير، توجه عميقى نسبت به خطابه غدير و ضرورت يادگيرى اين قانون نامه بزرگ اسلام ايجاد نموده، و حفظ نسخه‏اى از آن كلام فراموش‏نشدنى از مهمترين روز تاريخ اسلام را لازم مى‏نمايد.

 در راستاى اين مهم، نوشته حاضر ابتدا واقعه غدير را ترسيم كرده و سپس به مدارك خطبه پرداخته، و پس از آن متن خطابه غدير را با ترجمه آن تقديم نموده است. تفصيلِ وقايع غدير و منابع آن و تفسير خطبه در كتاب »اسرار غدير« به طور كامل آمده و نوشته حاضر خلاصه و اقتباسى از آن كتاب است.

 

 چاپ اول اين كتاب در عيد غدير سال 1415 مقارن با بهار 1374 انجام شد. اينك چاپ چهاردهم آن با ويرايش جديد تقديم مى‏شود.

 

 در اجراى فرمان مطاع پيامبر اكرم9 -  كه در غدير خم از همه مسلمانان خواستند پيام غدير را به نسل‏هاى بعد از خود و به هر كس كه خبر ندارد برسانند -  كتاب حاضر يك دوره كامل و فشرده از واقعه غدير را تقديم مى‏نمايد. باشد كه فرد فرد مسلمانان از اين رهگذر استفاده كنند و سالانه لااقل يك بار اين واقعه را مطالعه كنند و براى آنان كه نمى‏دانند بازگو كنند، و در حفظ متن خطبه آن به عنوان مهمترين پيام اسلام سعى نمايند.

 

 به اميد پذيرش در پيشگاه مقدس اميرالمؤمنين7، نوشته حاضر را به درياى بيكران غدير تقديم مى‏نمايم. در انتظار روزى كه با ظهور موعود غدير حضرت بقية اللَّه الأعظم عجل اللَّه فرجه، گرمى حضور صاحب ولايت را - كه حيات حقيقى قلوب است - با تمام وجود احساس كنيم.

 

    عيد غدير 1425، دهم بهمن 1383

    قم ، محمد باقر انصارى

    1

 

    ترسيمى از مراسم سه روزه در غدير خم

 

 

    آغاز سفر از مدينه تا غدير

{P   . بحارالانوار: ج37 ص201158120114113111، ج21 ص383380360، 390. عوالم: ج 3/15 ص 39، 167، 297. الغدير: ج 1 ص 9، 10، 268. كتاب سليم: ص 730. P}

 

 در سال دهم هجرت، از طرف خداوند به پيامبر اكرم9 دستور داده شد تا دو مسئله اساسى اسلام را به طور مفصل و رسمى به مردم ابلاغ نمايد: حج، ولايت و خلافت دوازده امام:.

 

 در پى اين فرمان، اعلان عمومى براى سفر حج داده شد، و جمعيتى بيش از صد و بيست هزار نفر از هر سو عازم مكه شدند. پيامبر9 و جمعيت همراه با احرام از ميقات به سوى مكه حركت كردند؛ و پس از ده روز در پنجم ذى الحجة وارد اين شهر شدند.

 

 اميرالمؤمنين7 - كه از طرف پيامبر9 به يمن و نجران رفته بودند - به همراه دوازده هزار نفر از اهل يمن با احرام وارد مكه شدند.

 

 برنامه حج

 با رسيدن ايام حج، پيامبر9 به عرفات و مشعر و منى رفتند، و اعمال حج را با تمام واجبات و مستحبات آن به مردم آموختند.

 در منى پيامبر9 دو بار سخنرانى كردند، و زمينه را براى اعلام ولايت اميرالمؤمنين7 آماده فرمودند.

 

 همچنين آن حضرت به امر خداوند، ودايع انبياء : را به اميرالمؤمنين7 تحويل دادند.

 

 لقب »اميرالمؤمنين«

 پس از بازگشت به مكه، جبرئيل از طرف خداوند لَقَب »اميرالمؤمنين« را به عنوان اختصاص آن به على بن ابى‏طالب7 آورد؛ و به دستور پيامبر9 بزرگان اصحاب خدمت اميرالمؤمنين7 حاضر شدند و با خطاب »السلام عليك يا اميرالمؤمنين« به آن حضرت سلام كردند؛ اگرچه اعطاى اين لقب و نظير اين برنامه قبلاً نيز انجام شده بود.

 

 اعلان عمومى براى حضور در غدير

 بلا فاصله پس از اتمام حج، »بلال« منادىِ پيامبر9 از طرف آن حضرت اعلام كرد: »فردا كسى جز معلولان نبايد باقى بماند، و همه بايد حركت كنند تا در وقت معين در غدير خم حاضر شوند«.

 

 »غدير خم« كه داراى آب و چند درخت كهنسال بود و قبل از جحفه در تقاطع مسيرها قرار داشت، به امر خاص الهى انتخاب گرديد.

 

 پس از اين اعلان، مردم با تعجب از حركت فورى پيامبر9، خود را براى خروج از مكه آماده كردند. حتى عده‏اى از اهل يمن كه مسيرشان به سمت شمال نبود و نيز عده‏اى از اهل مكه آماده شدند تا همراه حضرت تا غدير بيايند.

    حضور در غدير

{P   . بحار الانوار : ج 21 ص 387 ، ج 37 ص 111 ، 112 ، 120 ، 127 ، 136 ، 161 ، 162 ، 166 ، 167 ، 173 ، 195 ، 209 ، 215 ، 219 ، ج 41 ص 228 . عوالم : ج 3/15 ص 41 ، 42، 44، 50 ، 56 ، 57 ، 60 ، 65 ، 68 ، 75، 79، 80 ، 85 ، 97، 98، 134 ، 136 ، 144 ، 194، 195، 199، 201، 203، 205، 301. الغدير: ج 1 ص 10، 22، 58 ، 271، 274، 291. P}

 

 برنامه‏هاى قبل از خطابه

 صبح آن روز كه پيامبر 9 از مكه حركت كردند، جمعيتى بيش از صد و بيست هزار نفر همراه حضرت به سوى غدير خم آمدند.

 

 با رسيدن به منطقه غدير، حضرت مسير حركت را به سمت راست جاده تغيير دادند و دستور دادند منادى ندا كند: »همه مردم متوقف شوند و آنان كه پيش رفته‏اند بازگردند و آنان كه پشت سر هستند توقف كنند، تا همه در محل از پيش تعيين شده جمع شوند«. همچنين دستور دادند: »كسى زير درختان كهنسالى كه در آنجا بود نرود و آن مكان خالى بماند«.

 

 با اين دستور همه مركب‏ها از حركت ايستادند و مردم در منطقه غدير پياده شدند، و هر يك براى خود جايى پيدا كردند و خيمه‏ها را بر پا كردند و مستقر شدند. شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغى زمين به حدى بود كه مردم  -  و حتى خود حضرت  -  گوشه‏اى از لباسشان را بر سر انداخته و گوشه‏اى از آن را زير پاى خود قرار داده بودند، و عده‏اى از شدت گرما عبا را به پاهايشان پيچيده بودند.

 

 پيامبر9 به سلمان و ابوذر و مقداد و عمار دستور آماده سازى زير درختان كهنسال را دادند. آنان پس از كندن خارهاى زير درختان و جمع‏آورى سنگ‏هاى ناهموار، زير درختان را جارو زده و آب پاشى كردند. در فاصله بين دو درخت روى شاخه‏ها پارچه‏هايى انداختند تا سايبانى از آفتاب باشد، و آن محل براى برنامه سه روزه‏اى كه حضرت در نظر داشتند كاملاً مساعد شود.

 

 در زير سايبان، سنگ‏ها را روى هم چيدند و از رواندازهاى شتران و ساير مركب‏ها نيز كمك گرفتند و روى همه آن‏ها پارچه‏اى انداختند، و منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند. اين منبر را طورى بر پا كردند كه نسبت به دو طرف جمعيت در وسط قرار بگيرد، و پيامبر9 هنگام سخنرانى مُشرِف بر مردم باشند تا صداى حضرت به همه برسد و همه آن‏حضرت را ببينند. البته يك يا چند نفر سخنان پيامبر9 را براى مردم تكرار مى‏كردند تا افرادى كه دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

 

 كيفيت سخنرانى پيامبر9

 انتظار مردم به پايان رسيد. منادىِ پيامبر9 ندا داد تا مردم جلوى منبر اجتماع كنند، و با آماده شدن صف‏ها نماز را به جماعت خواندند.

 

 بعد از آن مردم ناظر بودند كه پيامبر9 بر فراز آن منبر ايستادند، و به اميرالمؤمنين7 دستور دادند بالاى منبر بيايد. آن حضرت نيز بالاى منبر رفته و يك پله پايين‏تر در طرف راست پيامبر9 ايستادند.

 

 سپس حضرت نگاهى به راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا مردم كاملاً جمع شده آرام گردند. پس از آماده شدنِ مردم، پيامبر اكرم9 سخنرانىِ تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند.

 سخنرانى پيامبر9 در غدير با شيوه خاص آن كه دو نفر بر فراز منبر در حال قيام ديده مى‏شدند حدود يك ساعت طول كشيد. اين بيانات حضرت -  با در نظر گرفتن ترتيب مطالب خطبه - در يازده بخش قابل ترسيم است:

 

 در اولين بخش سخن، حضرت حمد و ثناى الهى به جا آورده، صفات قدرت و رحمت حق تعالى را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

 

 در بخش دوم تصريح فرمودند كه بايد فرمان مهمى درباره على7 ابلاغ كنم، و گرنه رسالت الهى را نرسانده‏ام و ترس از عذاب خدا دارم.

 

 در سومين بخش، آن حضرت امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرين روز دنيا با عموميت ولايت آنان بر همه انسان‏ها، و در طول زمان‏ها و در همه مكان‏ها، و نفوذ كلماتشان در جميع امور اعلام فرمودند.

 

 در بخش چهارم خطبه، پيامبر9 بازوان اميرالمؤمنين7 را گرفتند و آن‏حضرت را از جا بلند كردند و در اين حال فرمودند: »مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ«. سپس كمال دين را با ولايت ائمه: اعلام فرمودند.

 

 در بخش پنجم، حضرت صريحاً فرمودند: »هر كس از ولايت ائمه: سرباز زند اعمال نيكش سقوط مى‏كند و در جهنم خواهد بود«. بعد از آن شمه‏اى از فضايل اميرالمؤمنين7 را متذكر شدند.

 

 در مرحله ششم، پيامبر9 با تلاوت آياتى از قرآن در رابطه با عذاب الهى و لعن دشمنان دين، فرمودند: »منظور از اين آيات عده‏اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده، و اغماض نسبت به آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست«. سپس بيزارى خود را از گمراه كنندگان امت اعلام فرمودند و اشاره‏اى هم به »اصحاب صحيفه ملعونه« و غاصبين مقام امامت نمودند.

 

 در بخش هفتم، حضرت تكيه سخن را بر اثراتِ ولايت اهل بيت: قرار داده فرمودند: »اصحاب صراط مستقيم در سوره حمد، شيعيان اهل‏بيت هستند«. سپس آياتى درباره اهل بهشت را به پيروان آل محمد:، و آياتى درباره اهل جهنم را به دشمنان آل محمد: تفسير فرمودند.

 

 در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقية اللَّه الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند، و آينده‏اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل اللَّه فرجه را به جهانيان مژده دادند.

 

 در بخش نهم مردم را به بيعت با خود و سپس با على7 دعوت نمودند، و آن را از طرف خداوند و بيعت با حق تعالى دانستند.

 

 در دهمين بخش، پيامبر9 درباره كيفيت بيان احكام الهى در آينده مسلمين فرمودند: چون بيان همه حلال‏ها و حرام‏ها توسط من امكان ندارد، با بيعتى كه درباره امامان: از شما مى‏گيرم حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كرده‏ام، يعنى بيان ايشان بيان من است. بالاترين امر به معروف و نهى از منكر را نيز، تبليغ پيام غدير درباره اطاعت از امامان: و نهى از مخالفتشان دانستند.

 

 در آخرين مرحله خطابه، بيعتِ لسانى انجام شد و حضرت فرمودند: »خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبان‏هاى شما اقرار بگيرم«. سپس مطلبى را كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام: و عهد و پيمان بر ثابت قدم بودن و بر رساندن پيام غدير به نسل‏هاى آينده و غايبان از غدير بود براى مردم گفتند، و مردم آن را تكرار كردند. كلمات نهايى پيامبر9 دعا براى اقرار كنندگان و نفرين بر منكرين اوامرش بود، و با حمد و سپاس خداوند خطابه را به پايان رساندند.

 

 دو اقدام عملى بر فراز منبر

 در اثناى خطبه، پيامبر9 دو اقدام عملى انجام دادند كه بسيار جلب توجه نمود:

 

 اول : بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين7

 پيامبر9 پس از مقدمه چينى و ذكر مقام امامت و خلافت و ولايت اميرالمؤمنين7، براى آنكه تا آخر روزگار راه هر گونه شك و شبهه بسته باشد، پس از معرفى صاحب ولايت به صورت لسانى، آن حضرت را عملاً معرفى كردند. بدين ترتيب كه ابتدا فرمودند:

 

 باطن قرآن و تفسير آن را براى شما بيان نمى‏كند مگر اين كسى كه دست او را مى‏گيرم و او را بلند مى‏كنم و بازويش را گرفته و او را بالا مى‏برم.

 

 پس از آن، حضرت گفته خود را عملى كردند و بازوان اميرالمؤمنين7 را گرفتند. در اين هنگام اميرالمؤمنين7 دستان خود را به سمت صورت حضرت باز كردند به طورى كه دستانشان به سوى آسمان بلند شد. سپس پيامبر9 اميرالمؤمنين7 را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوهاى پيامبر7 قرار گرفت. در اين حال از مردم پرسيدند: چه كسى صاحب اختيار شماست؟ گفتند: خدا و رسولش؟ در اينجا فرمودند:

 مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

 هر كس كه من مولى و صاحب اختيار اويم اين على مولى و صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.

 

 دوم : بيعت با قلبها و زبانها

 از آنجا كه بيعت گرفتن از فرد فرد آن جمعيت انبوه مشكل بود، و از طرفى امكان داشت افرادى به بهانه‏هاى مختلف از بيعت شانه خالى كنند و حضور نيابند، لذا حضرت در اواخر سخنرانى فرمودند: اى مردم، چون جمعيت شما بيش از آن است كه با دست من در زمان واحد بيعت كنيد، پس همگى قبلاً اين سخنى را كه من مى‏گويم به قصد بيعت تكرار كنيد و بگوييد:

 

 ما فرمان تو از جانب خداوند را - كه درباره على بن ابى‏طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندى - اطاعت مى‏كنيم و به آن راضى هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين ادعا بيعت مى‏كنيم . . . عهد و پيمان در اين باره براى آنان از ما - از قلب‏ها و جان‏ها و زبان‏ها و ضماير و دستانمان - گرفته شد. هر كس توانست با دستش، و گرنه با زبانش بدان اقرار مى‏نمايد.

    مراسم بعد از خطبه

 

 بيعت مردان

 با پايان يافتن خطابه، مردم به سوى پيامبر9 و اميرالمؤمنين7 ازدحام كردند، و با ايشان به عنوان بيعت دست مى‏دادند و تبريك و تهنيت مى‏گفتند.

 

 پيامبر9 دستور دادند تا دو خيمه بر پا شود. در يكى خود جلوس فرمودند و به اميرالمؤمنين7 دستور دادند تا در خيمه ديگر جلوس فرمايد. مردم دسته دسته در خيمه پيامبر9 حضور مى‏يافتند و پس از بيعت و تبريك به خيمه اميرالمؤمنين7 مى‏آمدند و به عنوان امام و خليفه بعد از پيامبرشان با حضرتش بيعت مى‏كردند و با لقب »اميرالمؤمنين« به آن‏حضرت سلام مى‏كردند، و اين مقام والا را تبريك و تهنيت مى‏گفتند. برنامه بيعت و تهنيت تا سه روز ادامه داشت و حضرت اين مدت را در غدير اقامت داشتند.

 

 مسئله جالب در اين بيعت آن بود كه اولين كسانى كه در غدير با اميرالمؤمنين7 بيعت نمودند و خود را از ديگران جلو انداختند همان‏هايى بودند كه زودتر از همه بيعت خود را شكستند و پيمان خود را زير پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از : ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه و زبير كه پس از رحلت پيامبر9 يكى پس از ديگرى رو در روى اميرالمؤمنين7 ايستادند.

 

 نكته ظريف ديگر اينكه ابوبكر و عمر قبل از بيعت به صورت اعتراض گفتند: ولايت على را از جانب خود مى‏گويى يا دستور الهى است؟! پيامبر9 فرمودند: »از طرف خدا و رسولش است«.

 

 اين اعتراض بيجا با توجه به سبقت آنان در بيعت - در حالى كه ساير مردم بدون هيچ شك و شبهه‏اى بيعت مى‏كردند - باطن منافقانه شان را براى تاريخ روشن ساخت.

 

 جالب‏تر اينكه عمر بعد از بيعت اين كلمات را بر زبان مى‏راند: »افتخار برايت باد، گوارايت باد، اى پسر ابى‏طالب! خوشا به حالت اى اباالحسن، اكنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده‏اى«!

 

 بيعت زنان

 از طرف ديگر، پيامبر9 دستور دادند تا ظرف آبى آوردند، و پرده‏اى بر روى آن زدند به طورى كه زنان در آن سوى پرده با قرار دادنِ دستِ خود در آب، و قرار دادنِ اميرالمؤمنين7 دست خود را در سوى ديگر با آن‏حضرت بيعت كردند؛ وبه دين صورت بيعت زنان هم انجام گرفت.

 

 يادآور مى‏شود كه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا3 در غدير حضور داشتند، و كليه همسران پيامبر9 نيز در آن مراسم حاضر بودند.

 

 عمامه سحاب

 در اين مراسم، پيامبر9 عمامه خود را كه »سحاب« نام داشت، به‏عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين7 گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.

 

 شعر غدير

 در مراسم پر شور غدير، حسّان بن ثابت از پيامبر9 اجازه خواست تا به مناسبت اين واقعه عظيم شعرى درباره اميرالمؤمنين7 بگويد. حضرت فرمودند: بگو به بركت خداوند.

 حسّان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت: »اى بزرگان قريش، سخن مرا به گواهى و امضاى پيامبر9 گوش كنيد«. سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سندِ تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.

 

 جبرئيل در غدير

 اتمام حجت ديگر اين بود كه مردى زيبا روى در كنار مردم مى‏گفت:

 

 به خدا قسم روزى مانند اين روز هرگز نديدم. چقدر كار پسر عمويش را محكم نمود! براى او پيمانى بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى‏زند. واى بر كسى كه پيمان او را بشكند.

 

 عمر نزد پيامبر9 آمد و گفت: شنيدى اين مرد چه مى‏گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمودند:

 

 او روح الامين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشكنى. اگر چنين كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود!

 

 معجزه غدير

 امضاى الهى بر غدير، معجزه‏اى بود كه پس از اعلام ولايت توسط پيامبر9 به وقوع پيوست. حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسيد: آيا اين ولايت كه امروز اعلام كردى از جانب خدا بود؟ پيامبر9 فرمود: آرى از جانب خدا بود.

 

 در اينجا حارث خطاب به خداوند گفت: »خدايا! اگر آنچه محمد مى‏گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست«!!

 همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.

 

 با اين معجزه، بار ديگر بر همگان مسلم شد كه »غدير« از منبع وحى سرچشمه گرفته و فرمان الهى است و منكرين آن مستحق عذاب‏اند.

 

 پايان مراسم غدير

 پس از سه روز، مراسم غدير پايان پذيرفت و آن روزها به عنوان »ايّام الولاية« در ذهن‏ها نقش بست. گروه‏ها و قبايل عرب، پس از وداع با پيامبرشان و معرفت كامل به جانشين آن حضرت راهى شهر و ديار خود شدند و پيامبر9 عازم مدينه گرديدند.

 

 خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و به گوش همگان رسيد، و بدين گونه خداوند حجتش را بر مردم تمام كرد.

 

 اتمام حجت جهانى در غدير

 جا داشت بيش از صد و بيست هزار نفر حاضر در غدير، هر يك به سهم خود خطبه غدير را حفظ كنند و متن آن را در اختيار فرزندان و فاميل و دوستان خود قرار دهند.

 

 البته فضاى ظلمانى جامعه مسلمين پس از رحلت پيامبر9 - كه گفتن و نوشتن معارف و سنن پيامبر9 سال‏هاى متمادى در آن ممنوع بود - سبب شد كه مردم نتوانند سخنان سرنوشت سازِ پيامبرِ دلسوزشان در آن مقطع حساس را بازگو كنند و در فكر اجراى آن در عينيت جامعه باشند. پيداست كه مطرح كردن غدير مساوى با برچيدن بساط غاصبينِ خلافت بود، و آنان هرگز اجازه چنين كارى را نمى‏دادند.

 

 اما غدير، به صورتى در سينه‏ها جاى گرفت كه عده زيادى خطابه غدير يا قسمتى از آن را حفظ كردند و براى نسل‏هاى آينده به يادگار گذاشتند، و هيچكس را قدرتِ منع از انتشار چنين خبر مهمى نبود. لذا بين قاطبه مسلمين، هيچ حديثى به اندازه »حديث غدير« روايت كننده ندارد، و گذشته از تواترِ آن، از نظر رجال و درايت فوق العاده است.

 

 پيامبر9 با توجه به آينده بلند مدت دين الهى تا آخرين روز دنيا و دامنه وسيع مسلمين در حد جهانى، جانشينان خود تا روز قيامت را در اين خطابه رسمى به جهانيان معرفى فرمودند.

 

 اگر گروه‏هايى از مسلمين در طول زمان‏ها همچنان در مقابل جانشينان حقيقى پيامبرشان سر تعظيم فرود نياورده و نمى‏آورند، ولى جمع عظيم شيعيان در طول تاريخ فقط على بن ابى‏طالب و يازده فرزند او را جانشينان پيامبر9 مى‏دانند.

 

 اگر اجتماع آن روزِ مسلمين، خلافتِ بلافصل اميرالمؤمنين7 را در مرحله عمل نديدند، ولى بسيارى از نسل‏هاى بعدى مسلمانان وصى واقعى پيامبرشان را شناختند كه اين بالاترين هدف از »غدير« بود. باشد تا با ظهور حضرت ولى اللَّه الاعظم امام زمان7، مردم جهان عملاً طعم خلافت الهى را بچشند و بركات آن را ببينند، و متوجه شوند كه غاصبين خلافت كدامين نعمت عظمى را از مردم گرفتند.

    2

 

    شياطين و منافقين در غدير

{P   . بحار الانوار : ج 17 ص 29 ، ج 28 ص 99 - 111 ، 186 ، ج 37 ص 114 ، 115 ، 135 . كتاب سليم بن قيس : ص 816 ح 37 . عوالم : ج 3/15 ص 164 ، 304 . P}

 

 

    شياطين در غدير

 

 ابليس و رؤساى اصحاب او هنگام منصوب شدن اميرالمؤمنين7 در روز غدير حاضر بودند. در آن روز اصحاب ابليس به او گفتند: »اين امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهى محفوظ شدند، و ديگر نه ما و نه تو بر آنان راهى نداريم، چرا كه امام و پناه بعد از پيامبرشان را شناختند«. پس از شنيدن اين سخنان ابليس با ناراحتى از آنان جدا شد.

 

 هنگامى كه مردم بعد از رحلت پيامبر9 بيعت را شكستند، ابليس اصحابش را جمع كرد تا پاسخ اعتراض آنان را عملاً نشان دهد. آنان در مقابل او سجده كردند و گفتند: »اى آقاى ما! اى بزرگ ما! تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى«! يعنى تو قبلاً كار بزرگترى در مورد آدم انجام داده‏اى، و در كنار آن گمراه كردن اين امت كار آسانى بوده است!

 

 ابليس گفت: »كدام امت بعد از پيامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان مى‏كنيد من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟! چگونه ديديد مرا هنگامى كه كارى كردم تا امر خدا و پيامبر را درباره اطاعت على بن ابى‏طالب كنار گذاردند ...«؟!

    منافقين در غدير

 

 منافقين با احساس نزديكى رحلت پيامبر9 و آگاهى از تصميم حضرت براى تعيين رسمى جانشين خود، دست به اقداماتى اساسى زدند و صفوف خود را براى روزهاى بعد از وفات آن حضرت آماده‏تر كردند.

 

 صحيفه ملعونه اول

 نطفه اصلى توطئه آنگاه منعقد شد كه دو نفر از رؤساى منافقين در يك تصميم اساسى با هم پيمان بستند كه: »اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد نگذاريم خلافت و جانشينى او در اهل بيتش مستقر شود«.

 

 سه نفر ديگر هم در اين تصميم با آنان هم پيمان شدند، و اولين معاهده را اين پنج نفر در كنار كعبه بين خود امضا كردند و آن را داخل كعبه زير خاك پنهان كردند. اين ماجرا در حجة الوداع مقارن روزهايى كه پيامبر9 مردم را براى حضور در غدير آماده مى‏كرد، به وقوع پيوست.

 

 در اجراى اين توطئه شوم، چهار نفر از آنان سراغ مهاجرين رفتند، و معاذ بن جبل كه يكى از اين پنج نفر بود گفت: »شما مسئله را از جهت مهاجرين حل كنيد، من درباره انصار ترتيب امور را خواهم داد«!

 

 از آنجا كه سعد بن عباده رئيس انصار، كسى نبود كه با ابوبكر و عمر هم پيمان شود، لذا معاذ سراغ بشير بن سعيد و اسيد بن حضير كه هر يك بر نيمى از انصار -  يعنى دو طايفه »اوس« و »خزرج« -  نفوذ داشتند آمد و آن دو را با خود در غصب خلافت هم پيمان نمود.

 

 

 توطئه قتل پيامبر9

 در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحيفه با نُه نفر ديگر نقشه قتل حضرت را در راه بازگشت از مكه به مدينه ريختند. نقشه چنين بود كه در قله كوه »هَرْشى« كمين كنند و همين كه شترِ پيامبر9 سربالايى كوه را پيمود و در سرازيرى قرار گرفت سنگ‏هاى بزرگى را به طرف شتر رها كنند تا بِرَمَد و حضرت را بر زمين بزند، و آنان با استفاده از تاريكى شب حمله كنند و پيامبر9 را به قتل برسانند. بعد هم متوارى شوند و خود را داخل مردم نمايند تا شناخته نشوند.

 

 خداوند تعالى پيامبرش را از اين توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد. همين كه شتر پيامبر9 به قله كوه رسيد و به سمت پايين به راه افتاد، منافقين سنگ‏هاى بزرگ را از بالاى پرتگاه به طرف شترِ حضرت رها كردند.

 

 پيامبر9 با يك اشاره به شتر فرمان توقف دادند، و اين در حالى بود كه حذيفه و عمار، يكى افسار شتر حضرت را در دست داشت و ديگرى از پشت سر شتر را راهنمايى مى‏كرد. با توقفِ شتر، سنگ‏ها رد شدند و حضرت سالم ماندند. منافقين با شمشيرهاى كشيده به حضرت حمله كردند، ولى حذيفه و عمار مقابله كردند و با شمشير به آنان حمله بردند و آنها را فرارى دادند.

 

 منافقين به پشت سنگ‏ها خزيدند تا خود را به قافله ملحق كنند؛ ولى با اشاره پيامبر9 نورى تابيد و براى لحظاتى فضا را روشن ساخت. حذيفه و عمار چهره‏هاى چهارده نفر را كه پشت صخره‏ها پنهان شده بودند به چشم خود ديدند. آنان عبارت بودند از : ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابى‏وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده جراح، ابوموسى اشعرى، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولى ابى‏حذيفه.

 

 پيامبر9 مأمور بود با آنان درگير نشود، چرا كه در آن شرايط حساس فتنه‏اى بپا مى‏شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار مى‏گرفت، و بار ديگر منافقين به مقاصد خود دست مى‏يافتند.

 

 صحيفه ملعونه دوم

 پس از ورود به مدينه، منافقين در خانه ابوبكر جلسه مهم ديگرى تشكيل دادند. در اين مجلس سى و چهار نفر از بزرگان منافقين كه اغلب پس از رحلت پيامبر9 در رأس امور قرار گرفتند شركت داشتند. هر يك از اينان يا از رؤساى قبايل بودند يا گروه‏هايى از مردم را همراه خود داشتند كه از جمله آنان ابوسفيان و پسر ابوجهل و خالد بن وليد بودند.

 

 در اين جلسه اساسنامه نقشه‏هاى آينده را تنظيم كردند و همه افراد طومارى را امضا كردند؛ و آن را به ابوعبيده جراح سپردند تا به مكه ببرد و در كنار صحيفه اول در كعبه پنهان كند.

 

 اگر چه منافقين به تصميماتِ خود جامه عمل پوشاندند، ولى نورغدير در طول پانزده قرن رقم ميلياردى شيعيان و محبين اهل‏بيت: را در بلنداى تاريخ و پهنه جهان رقم زده؛ و آفتابِ ولايت را همچنان در مناطق مختلف دنيا درخشنده و تابناك جلوه‏گر ساخته است.

    3

 

    نگرشى به اهداف خطبه غدير

 

 براى دركِ اهداف پيامبر9 از خطابه غدير، در نظر گرفتنِ شكل مخصوص سخنرانى كه به حالت قيام بود، و شرايط استثنايى گوينده و شنوندگان از نظر تقارن با حج و شدت گرما و مكان خاصى كه قبل از تقاطع جاده‏ها و متفرق شدن مردم در نظر گرفته شده بود، و اينكه مخاطبينِ غدير را جمعيتى به تعداد كل مسلمين جهان تا آخر روزگار تشكيل مى‏دادند، ضرورت دارد.

 

 با اين مقدمه است كه مى‏توان پايه‏هاى فكرى كه پيامبر9 در اين خطبه، به عنوان خط مشى دائمى مسلمين تعيين كردند به دست آورد. با اين نتيجه‏گيرى‏ها معلوم خواهد شد كه گمراه كنندگانِ امت و تحريف كنندگانِ دين خدا چگونه رو در روى خداى تعالى و پيامبرش ايستادند و مردم را از صراط مستقيم منحرف كردند.

 

 محور سخن در خطابه غدير

 محورِ سخن در سخنرانى پيامبر9، ولايت دوازده امام: و شئون امامت ايشان است و حضرت از سه موضوع خارج نشده‏اند:

 

 مواردى از خطبه صريحاً درباره ولايت و امامت دوازده امام: است. مواردى ديگر به عنوان مقدمه چينى و تمهيد براى مسئله ولايت، و مواردى هم در بيان شئون امامت و درجه اعلاى ولايت امامان و فضايل ايشان و برنامه‏هاى اجتماعى آنان، و نيز درباره دشمنان ايشان و رؤساى ضلالت و انحراف است.

 

 نيمه اول خطبه مربوط به اصل مطلب يعنى اعلان رسمى ولايت ائمه: است. در نيمه دوم پس از فراغت از موضوع اصلى، به توضيح آن پرداخته‏اند. در پايان، نماز و زكات و حج و امر به معروف و نهى از منكر را ياد آور شده‏اند و ارتباط آن را با ولايت بيان فرموده‏اند.

 

 آمارى از مطالب خطبه غدير

 ذيلاً آمارى از جنبه‏هاى شاخص خطبه غدير و تعداد مواردى كه ذكر آن در خطبه آمده تقديم مى‏گردد:

 

 الف . موضوعاتى كه در خطبه مد نظر است :

 صفات خداوند تعالى : 110 مورد.

 مقام پيامبر9 : 10 مورد.

 ولايت اميرالمؤمنين7 : 50 مورد.

 ولايت ائمه: : 10 مورد.

 فضائل اميرالمؤمنين7 : 20 مورد.

 حضرت مهدى7 : 20 مورد.

 شيعيان اهل‏بيت: و دشمنان ايشان : 25 مورد.

 بيعت با امامان: : 10 مورد.

 قرآن و تفسير آن : 12 مورد.

 حلال و حرام : 20 مورد.

 

 ب . اسماء مباركى كه در خطبه به آنها تصريح شده است :

 نام اميرالمؤمنين40 7 بار به عنوان »على«7 تصريح شده است.

 كلمه »ائمه«: 10 بار صريحاً آمده است.

 نام »امام زمان7« 4 بار به عنوان »مهدى«7 آمده است.

 البته اكثر خطبه، درباره اميرالمؤمنين و ائمه: است كه به صورت ضمير يا اشاره آمده است.

 

 ج . آيات قرآنى كه در خطبه آمده است :

 استشهاد به آيات قرآن در بسيارى از مواضع خطبه از نكات شاخص خطبه است. آياتى كه در خطبه غدير به عنوان شاهد يا تفسير آمده 50مورد است، كه اهميت اين سند بزرگ اسلام را جلوه‏گر مى‏نمايد.

 

 تفسير 25 آيه قرآن به اهل بيت: و 15 آيه به دشمنان اهل بيت: در متن خطبه نيز از نكات بسيار مهم آن است.

 

 بيش از 10 آيه از قرآن نيز در ايام واقعه غدير نازل شده كه آيات »يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليك ...« و »اليوم أكملت لكم دينكم ...« و »سأل سائل بعذاب واقع« سه نمونه بارز آن است.

 

 د . نكات شاخص در خطبه غدير

 شاهد گرفتن خداوند بر تبليغ خود.

 شاهد گرفتن مردم بر تبليغ خود.

 تأكيد بر امامت دوازده امام: بعد از خود.

 تأكيد بر عدم تغيير حلال وحرام و تبيينِ آن توسط امامان.

 اشاره به منافقين و اقداماتِ گذشته و آينده آنان صريحاً و تلويحاً.

    4

 

    سند و متن و كتابشناسى و عيد غدير

 

 بحث‏هاى علمى درباره سند و متنِ حديث غدير را علماى بزرگى همچون شيخ صدوق، شيخ مفيد، سيد مرتضى، شيخ طوسى، علامه حلى، علامه مجلسى، علامه مير حامد حسين هندى، علامه امينى و غير ايشان به‏طور مفصل در كتاب‏هايشان نگاشته‏اند.

 

 كتابشناسى غدير

 علامه سيد عبدالعزيز طباطبايى1 در كتاب »الغدير فى التراث الاسلامى« صد و هشتاد و چهار عنوان كتاب را كه در طول چهارده قرن مستقلاً در موضوع غدير تأليف شده معرفى كرده‏اند. همچنين آقاى محمد انصارى در كتاب »غدير در آئينه كتاب« پانصد و هفده عنوان كتاب مستقل درباره غدير معرفى نموده‏اند.

 

 كتب مفصلى در زمينه بحث‏هاى رجالى و تاريخى مربوط به سند و متن و محتواى حديث غدير تأليف شده، كه از بهترين نمونه‏هاى آن كتاب »الغدير« تأليف علامه بزرگ شيخ عبدالحسين امينى است.

 

 در اين كتاب‏ها ضمن بحث درباره وثاقت راويان حديث غدير و بيان جهاتِ اعجاب‏انگيز اسناد و رجال آن، به شرح و تفسير متن خطبه و معارف بلند آن و تحليل تاريخى واقعه غدير پرداخته‏اند.

 

 

 مدارك و اسناد خطبه غدير

 متن مفصل و كامل خطبه غدير در نُه كتاب از مدارك معتبر شيعه - كه هم اكنون در دسترس است و چاپ شده - با اسناد متصل نقل شده است. روايات اين كتاب‏ها به سه طريق منتهى مى‏شود:

 

 اول به روايت امام محمد باقر7 است كه با اسناد معتبر در چهار كتاب »روضة الواعظين«: ج 1 ص 89 ، »الاحتجاج«: ج 1 ص 66 ، »اليقين«: ص343 باب 127 ، و »نزهة الكرام«: ج 1 ص 186 نقل شده است.

 

 طريق دوم به روايت زيد بن ارقم است كه با اسناد متصل در چهار كتاب »العُدَد القوية«: ص 169 ، »التحصين«: ص 578 باب 29 از قسم 2 ، »الصراط المستقيم«: ج 1 ص 301 ، و »نهج الايمان«: ص 92 نقل شده است.

 

 طريق سوم به روايت حذيفة بن يمان است كه با اسناد متصل در كتاب »الاقبال«: ص 454 و 456 نقل شده است.

 

 سندهاى خطبه كامل غدير به عنوان پشتوانه علمىِ آن چنين است:

 

   روايت امام باقر7 به دو سند است:

 

 1 . قال الشيخ أحمد بن على بن أبى‏منصور الطبرسى فى كتاب »الاحتجاج«: حدثني السيد أبوجعفر مهدي بن أبي‏الحرث الحسيني المرعشي2 قال: أخبرنا الشيخ أبوعلي الحسن بن الشيخ أبي‏جعفر محمد بن الحسن الطوسي2 قال: أخبرنا الشيخ السعيد الوالد أبوجعفر قدس اللَّه روحه، قال: أخبرني جماعة عن أبي‏محمد هارون بن موسى التلعكبري، قال: أخبرني أبوعلي محمد بن همام، قال: أخبرنا علي السوري، قال: أخبرنا أبومحمد العلوي من ولد الأفطس - و كان من عباد اللَّه الصالحين - قال: حدثنا سيف بن عميرة و صالح بن عقبة جميعاً عن قيس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمي عن أبى‏جعفر محمد بن على الباقر7.

 2 . قال السيد ابن طاووس فى كتاب »اليقين«: قال أحمد بن محمد الطبري المعروف بالخليلي في كتابه: أخبرني محمد بن أبي‏بكر بن عبدالرحمن، قال: حدثني الحسن بن علي أبومحمد الدينوري، قال: حدثنا محمد بن موسى الهمداني، قال: حدثنا محمد بن خالد الطيالسي، قال: حدثنا سيف بن عميرة عن عقبة عن قيس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمي عن أبى‏جعفر محمد بن على الباقر7.

 

   روايت زيد بن ارقم به سند زير است:

 

 قال السيد ابن طاووس فى كتاب »التحصين«: قال الحسن بن أحمد الجاواني في كتابه »نور الهدى و المنجي من الردى«: عن أبي‏المُفضَّل محمد بن عبداللَّه الشيباني، قال: أخبرنا أبوجعفر محمد بن جرير الطبري و هارون بن عيسى بن سكين البلدي، قالا: حدثنا حميد بن الربيع الخزّاز، قال: حدثنا يزيد بن هارون، قال: حدثنا نوح بن مبشَّر، قال: حدثنا الوليد بن صالح عن أبي‏الضحى ابن امرأة زيد بن أرقم و عن زيد بن أرقم.

 

   روايت حذيفة بن يمان به سند زير است:

 

 قال السيد ابن طاووس فى كتاب »الإقبال«: قال مؤلف كتاب »النشر و الطيّ«: عن أحمد بن محمد بن علي المهلّب: أخبرنا الشريف أبوالقاسم علي بن محمد بن علي بن القاسم الشعراني عن أبيه: حدثنا سلمة بن الفضل الأنصاري، عن أبي‏مريم عن قيس بن حيان (حنان) عن عطية السعدي عن حذيفة بن اليمان.

 

 اينها سند خطبه كامل غدير بود. قطعه‏هايى از خطبه غدير نيز با اسناد موثق و متواتر در مدارك معتبر اسلامى نقل شده كه در جلد اول كتاب »الغدير« علامه امينى به طور مفصل بيان شده است.

 

 تنظيم و ترجمه متن كامل خطبه غدير

 متن عربى خطبه غدير، بارها به صورت مستقل چاپ شده كه همه آنها طبق روايت كتاب »احتجاج« بوده است، ولى متن حاضر به سه روايت از امام باقر7 و حذيفة بن يمان و زيد بن ارقم است كه پس از مقابله و تطبيق آن در مدارك نُه گانه‏اش، يعنى كتاب‏هاى »روضة الواعظين«، »الاحتجاج«، »العدد القوية«، »اليقين«، »التحصين«، »الاقبال«، »الصراط المستقيم«، »نهج الايمان« و »نزهة الكرام« تنظيم و تلفيق و تنقيح شده است. كيفيت تنظيم خطبه و مقابله نسخه‏ها در كتاب »اسرار غدير« بيان شده، و طالبين مى‏توانند به آن كتاب مراجعه نمايند.

 

 در كتاب حاضر، متن خطبه بدون پاورقى و ذكر نسخه بَدَلها در 11بخش تنظيم شده، و در اول هر بخش عنوان آن ذكر مى‏شود.

 

 براى سهولت در مطالعه و حفظ خطبه، حركات حروف و اعراب‏گذارى كلمات نيز انجام گرفته و موارد مهم خطبه با حروف سياه آورده شده است.

 

 »خطبه غدير« بارها به فارسى و اُردو ترجمه شده و در قالب شعر عربى و فارسى و اُردو نيز برگردانده شده است. همه اينها گام‏هايى بلند در احياى اين واقعه بزرگِ تاريخ اسلام است كه اميرالمؤمنين7 جزا دهنده آن خواهد بود.

 

 لازم به تذكر است كه كليه ترجمه‏هاى خطبه طبق روايت كتاب احتجاج است، ولى ترجمه حاضر از روى متن مقابله شده بر نُه كتاب است كه حاوى اضافات و تغييراتى در عبارات است، و طبق متن عربى در 11 بخش تقديم مى‏شود.

 

 در روش ترجمه سعى شده مفاهيم والايى كه خطبه غدير دربرگيرنده آن است به طور روشن بيان شود، و در عين حال از ترجمه تحت اللفظى هم فاصله زيادى نگيرد. البته نظر به اهميت خطبه، فهم دقيق بعضى موارد آن احتياج به تفسير دارد كه در كتاب »اسرار غدير« تا حدودى به آن پرداخته‏ايم.

 

 عيد و جشن غدير

{P   . الغدير: ج 1 ص 283. الغدير فى الاسلام: ص 209. عوالم: ج 3/15 ص 208، 211، 214، 215، 220 - 223. P}

 عيد غدير »عيد اللَّه اكبر« و روز عيدِ اهل بيت: و بالاترين عيد امت اسلام است. به همين جهت تأكيد خاصى از ائمه: بر جشن و اظهار سرور و شادى در اين روز وارد شده است.

 

 خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و حرمت آن را نگه داشته؛ و به جانشين خود وصيت كرده كه اين روز را عيد بگيرد. همه ملائكه نيز غدير را در آسمان‏ها جشن مى‏گيرند و در اين روز »نثار فاطمه3« را به يكديگر هديه مى‏دهند.

 

 عيد گرفتنِ روز »غدير« از همان سال حجة الوداع و در همان بيابان غدير پس از اتمام خطبه پيامبر9 آغاز شد. در طول سه روز توقف در »غديرخم« مراسمى بر پا شد و حضرت شخصاً از مردم خواستند كه به ايشان تبريك بگويند؛ و اين را در هيچيك از پيروزى‏ها نفرموده بودند.

 

 اولين تبريك‏ها را مردم به خود پيامبر9 و اميرالمؤمنين7 عرض كردند و به همين مناسبت در آن ايام شعر سروده شد.

 اين سنت حَسَنه در فراز و نشيب تاريخ اسلام تادامه يافته و به صورت يك سيره مستمر و مؤكد مورد توجه عام و خاص بوده و هرگز ترك نشده است. در جوامع شيعى - به پيروى از معصومين: - اين عيد از عيد فطر و قربان مهم‏تر تلقى شده و به طور مفصل‏ترى جشن گرفته مى‏شود.

 

 امام رضا7 فرمود: در اين روز به يكديگر تهنيت و تبريك بگوييد، و هرگاه برادر مؤمن خود را ملاقات كرديد چنين بگوييد:

 

 الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ اَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ.

 سپاس خدايى را  كه ما را از متمسكين به ولايت اميرالمؤمنين7 قرار داد.

 

 دعاها و زيارات مختصر و مفصلى براى روز غدير وارد شده كه خواندن آنها نوعى عهد و پيمان با خدا و رسول و ائمه: در مورد ولايت است و مى‏توان به عنوان »تجديد بيعت« از آن ياد كرد.

 

 مضامين والاى اين دعاها، در قالب شكر گزارى نعمت ولايت و مرورى در عقايد شيعه است كه مى‏توان آنها را تحت سه عنوانِ »ولايت«، »برائت« و »تبرك به روز غدير« خلاصه كرد.

 

 پيشنهاد مى‏شود در جشن‏هاى عيد غدير شرح مفصل واقعه و متن سخنرانى حضرت براى مردم بيان شود. مطالعه و نگهدارى يك نسخه از خطبه غدير در خانه‏ها، به عنوان گامى كوچك در راه تبليغ پيامِ غدير بر همه ما لازم است. اين انجام وظيفه، اطاعت از دستور اكيد پيامبر اكرم9 و تجديد بيعت با صاحبان ولايت مطلقه الهيه، پيامبر و اميرالمؤمنين و حضرت زهرا و ائمه معصومين: خواهد بود.

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.
© 2019